شمارش معکوس مامانی واسه به دنیا اومدن عروسک نازش
عروسک کوچولوی مامان دیگه دارم واسه دیدنت روزشماری میکنم، امروز چهاردهم آذره وآتریسای من قراره با یاری خدا 21 آذرماه پا به این دنیا بذاره و بالاخره این انتظار تموم شه، الهی فدات شم که من خیلی بی تاب دیدنت هستم و از خدا رسیدن لحظه دیدارتو می طلبم، باباییتم همش زنگ میزنه و حالتو میپرسه و قراره اونم چند روز دیگه بییاد تا با هم منتظر ورودت باشیم. قول دادی دخمل خوبی باشی و تا اون روزصبر کنی که هم خوب رشد کرده باشی و هم بابات هم لحظه دیدنت رو ببینه. وای نمیدونی دو روز پیش از صبح تکون نمیخوردی و به زور یه کوچولو خودتو حرکت میدادی و منم که داشتم از نگرانی میمردم که نکنه خدایی نکرده طوریت شده و خلاصه هی به روم نیووردم تا عصر که به مامان جونت گفتم ای...
نویسنده :
شیدا
19:09


